1. بد نماییِ تحریف گرانه‌
تحریف معنوی، واژه ها و انتساب آنها به کشورهای مخالف برای بدنام و بدچهره و بداندیشه جلوه دادن آنها، مثل معنای بد قائل شدن برای واژه بنیادگرایی و نسبت دادن آن به مسلمانان، و نیز معنای تروریسم دادن به مقاومت مشروع لبنان و فلسطین، و حمایت از تروریسم نامیدنِ «حمایتِ ایران از مقاومت»؛‌


2
.کتمان واقعیتها‌
تکریم واژه ها برای مخفی سازی واقعیت ها: مثل تکریم حقوق بشر و آزادی در تبلیغات رسانه ای، اما نقض عملی حقوق بشر و آزادی در غرب.‌


3
. شایعه سازی متناوب‌
شایعه پراکنی دربارۀ مسائل مهم امّا مبهم در موقعیتی که امکان دسترسی کامل به واقعیتها از منابع خبری معتبر موجود نباشد. در این صورت، ضریب نفوذ شایعه بیش تر می شود؛ شایعات گوناگونی با هدف تفرقه افکنی، هراس آوری، امیدبخشی، شعله ورسازی به شکلهای خزنده، دلفینی یا غواصی، که به تناسب زمان، تولید و بعد از تأثیرگذاری، برای مدتی خاموش، و دوباره با ایجاد زمینه های ذهنی لازم در جامعه، ایجاد می شود.‌


4
. نهادینه کردن دروغهای ساختگی‌
تکرار دروغهای بزرگِ خودساخته تا آنجا که مخاطب، فریفته و مرعوب شود و سرانجام، آن را بپذیرد و به آن عادت کند. معروف ترین استفاده این تاکتیک در زمان آدولف هیتلر و به دست رئیس دستگاه تبلیغاتی نازیها، گوبلز بوده است. گوبلز می گوید: «دروغ هر چه بزرگ تر باشد، باور آن برای مردم راحت تر است».
القای »دروغ بزرگ» تقلب در انتخابات و تکرار آن، ذیل این تاکتیک تعریف و توجیه می شود که سعی کردند ذهنیت عمومی جامعه ایرانیان را مشوّش و اعتماد ملّی را تضعیف کنند.‌


5
.فاجعه بار خواندن آینده‌
فاجعه بار جلوه دادن حوادث آینده بر اساسِ برآوردهای مغرضانه از وضعیت فعلی برای برانگیختن حساسیتهای مخاطب و سپس جلب توجه او به افکار مورد نظر خود.‌


6
. بزرگ نمایی کوچک نمایانه‌
برزگ نمایی دستاوردهای علمی و تکنولوژیکی خود و بسیار ناکام جلوه دادن مسلمانان برای تضعیف روحیه آنان در رویارویی با غربیان.‌


7
. توجیه سازی رعب انگیز در افکار عمومی‌
ایجاد ترس در دل مردم نسبت به مخالفان خود برای توجیهِ دشمنی و خشونت علیه آن مخالفان؛ مثل ترساندن مردم دنیا دربارۀ وجود بمبهای هسته ای در عراق برای توجیه حملۀ آمریکا به این کشور (در افکار عمومی جهانی).‌


8
. شخصیت زدایی‌
ترور شخصیت (به جای ترور فیزیکی) با استفاده از شگردهای رسانه ای مثل طنز، شعر، کاریکاتور، کلیپ و... برای اهریمن سازی و وحشت آفرینی از آن شخصیتِ محبوب یا مشهور در افکار عمومی به منظور منفورسازی او و شخصیت زدایی از وی.‌


9
.اثرگذاری سودجویانه‌
یعنی تحت تأثیر قراردادن افکار عمومی جهانی و داخلی به نفع خواسته های خود.


10
. مصادرۀ مغرضانۀ مفاهیم مبهم‌
مصادرۀ محتوای بسیاری از مفاهیم کلی مثل جهانی شدن، دموکراسی، آزادی، حقوق بشر، بدون تعریف و توجیه واضح و روشن، و نشر آن مفاهیم کلی در رسانه های غربی برای اقناع مخاطبان در زمینه ای مشخص5 و رسیدن به اهداف خود در این زمینه.‌


11
. گزینش شایعه سازانه اخبار‌
حذف گزینشیِ بخشی از یک خبرِ منسجم و نشر بخش دیگر آن برای ایجاد سؤال و ابهام و زمینه سازی برای خلق شایعات گوناگون در رسانه ها.‌


12
. اطلاع رسانی عطش آور‌
اطلاع رسانیِ تدریجی، مداوم، متناوب و نامنظم به مخاطب تا هر روز حساسیت او به یک پیام بیشتر شود و سرانجام در درازمدت پذیرای آن پیام شود.‌


13
. اثرگذاری با جاذبه های جانبی‌
استفاده از جاذبه های جنسی و جسمی برای اثرپذیریِ بیشتر مخاطب نسبت به پیام اصلی در پرتو آن جاذبه ها به ویژه در برنامه های ماهواره ای، تلویزیونی، گویندگی اخبار، مجلات گوناگون و آگهیهای تجاری.‌


14
. ایجاد و القای اختلاف‌
ایجاد و القای وجود اختلاف و تفرقه در جامعۀ هدف و جبهۀ رقیب، برای تقویت گسستهای طبیعیِ قومیتی، مذهبی، نژادی، دینی، جنسیتی، زبانی و... در آنها تا مشغول مشکلات درونی شوند و از اقتدار، انرژی، مقبولیت و یکپارچگی شان کاسته شود. این تاکتیک به شدت مورد توجه بنگاه های خبرپراکنی و استکبار جهانی در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران است و اخیراً بر شدت بهره گیری از آن افزوده اند.‌


15
. تنوع تاکتیکی‌
استفاده ترکیبی از انواع گوناگون تاکتیکهای جنگ نرم برای ایجاد تصویر مورد انتظار در ذهن مخاطب.‌


16
. مدل سازی فکری خودفریبانه‌
این روش از روشهای مهم در جنگ نرم است. در این شیوه، مخاطب به این نتیجه می رسد که باید این کار را انجام دهد و راهی جز این ندارد. این زمانی است که گزینه های مقابل او آن قدر محدود شود که هر چه را در دایره گزینشش انتخاب کند، برای طرف مقابل، بُرد محسوب شود. ظاهراً تنوع هست؛ ولی راه گرزیزی نیست.‌
مهم ترین و بالاترین سطح فریب، این است که فرد را به خودفریبی بکشانند. گاهی فرد فریب می خورد؛ اما می داند که فریب خورده و چاره ای ندارد. گاهی نیز فرد فریب می خورد؛ اما هر چه تلاش می کنند او را از دایره و تور فریب بیرون بیاورند، امکان پذیر نیست؛ چرا که نمی خواهد باور کند که فریب خورده است.‌
هر فرد، نوعی شناخت و معرفت نسبت به عالم، نسبت به خود و نسبت به روابط با دیگران دارد. وقتی بتوانید وارد حوزۀ شناختی فرد شوید و مقدمات را فراهم کنید، نتیجه دلخواهتان را هم می گیرید. این کار، چندان پیچیده نیست؛ مثل این است که در شعر؛ وزن و قافیه تعریف کنید و افراد مقابل، مکلّف باشند که قسمت دوم را تکمیل کنند! آنها مجبورند در وزن و قافیه مورد نظر شما بسرایند.‌
در روان شناسی جنگ، بر روی این مبحث مطالعه می کنند که باید فهمید سوژه ای که قرار است روی آن کار شود، چطور می اندیشد؟ باید منطق طرف مقابل را کشف کرد تا بر اساس آن، فرد را به نتایجی که می خواهیم، برسانیم یا در منطق و مدل فکری او دستکاری کنیم و در نهایت، نتیجه لازم را بگیریم.‌
از لحاظ روان شناسی در رسانه ها انسانها عملاً به عروسک خیمه شب بازی تبدیل می شوند. اوج این مسأله در رسانه های غربی دیده می شود. اگر رسانه ها خاموش شوند تا مدتها یک «خلأ فکری» شدید در غرب رخ خواهد داد؛ زیرا مردم دیگر نمی دانند چطور بیندیشند و از کدام سبک زندگی تبعیت کنند؛ به ویژه در ایالات متحده آمریکا.‌


17
. تزریق اطلاعات در خلأ تردید‌
در جنگ نرم، شخص را به منطقی بودن، کارآمدی و نتیجه بخشی دیدگاه ها و رفتارهای خودش دچار تردید می کنند تا دچار خلأ فکری و منطقی شود و ذهنش نرم و آماده شود برای پذیرفتن چیزهای دیگری که رسانۀ رقیب القا می کند؛ مثلاً دشمن می گوید: رسانه های شما دروغ می گویند یا همه واقعیت را نمی گویند و بر اساس منافع خودشان این کار را می کنند؛ در نتیجه به صحّت عمل رسانه های خودی شک پیدا می شود؛ آن گاه دشمنان، منابع رقیب را به سرعت معرفی می کنند. تزریق اطلاعات این گونه صورت می پذیرد.‌


18
. طراحی ادبیات مناسب با شاکله ذهنی و روانی مخاطب‌
هر انسانی، ارزشها و شاکله ای ذهنی دارد. اگر مطالبی که دیگران می گویند، تفاوت زیادی با این شاکله ذهنی داشته باشد، انسان، آن را پس می زند. اگر شخص مذهبی، پیامی کاملاً ضدمذهبی دریافت کند، طبیعی است که از همان اول، آن را نمی پذیرد؛ به همین دلیل دشمن می کوشد پیام مورد نظرش را با توجه به شاکله روانی مخاطبان، طراحی کند.‌
از اینرو یکی از مسایل پراهمیت در نبرد روانی، طراحی ادبیات مناسب است؛ ادبیاتی که ظاهری ارزشمند داشته باشد. دشمنان، ادبیات و ارزشهای ما را منفور و نامطلوب جلوه می دهند (ذهن مردم هم طبیعتاً به چیزهای نازیبا گرایش ندارد) آن گاه یک ادبیات جایگزین مطرح می کنند و از این راه به مرور زمان بر تمایلات و رفتارهای ما تأثیر می گذارند. این گونه است که بعد از مدتی، فرد، دچار عمیق ترین شکل فریب، یعنی خودفریبی می شود و هرگونه تلاش برای آزادسازی را، تلاش برای نابودی می انگارد و در نتیجه، مقابل آن می ایستد.‌
مهم ترین راهبرد در برابر جنگ روانی، «آگاهی بخشی» است؛ اما اگر فرد به خودفریبی رسیده باشد، آگاهی بخشی هم تأثیری ندارد. البته راه های دیگری هم وجود دارد؛ مانند تردیدآفرینی در باورهای جدید تا منطق آن متلاشی شود؛ همان کاری که حضرت ابراهیم با شکستن بتها و قرار دادن تبر در دست بت بزرگ انجام داد و به منطق بت پرستان حمله کرد.‌


19
. الگوسازی از سبک زندگی غربی و ترویج هویت آمریکایی در جهان‌
در طول تاریخ، مصداقهای گوناگونی از جنگ روانی و روشهای آن وجود دارد که امروز، علمی تر شده و به دلیل توانایی رسانه، با قدرت بیشتری از آن استفاده می شود.‌
یکی از موارد مهم در دنیای مجازیِ رسانه ای که امروزه در آن زندگی می کنیم، «الگوسازی» است؛ حتی شخصیتهای کارتونی که می شناسیم – مانند سوپرمن و ... – به گونه ای تصویر می شوند که گویی قدرتی فوق بشری دارند و پیام و هدفشان، مأموریت جهانی «نجات دنیا از دست اشرار فضایی یا زمینی» است. این ابرمردها اغلب در ایالات متحده آمریکا به تصویر کشیده می شوند؛ یعنی هر که دشمن آمریکاست و قصد حمله به آمریکا را دارد، شرور محسوب می شود.‌
آمریکا چنان القا می کند که بهترین الگو برای همه، قهرمانان آمریکایی هستند. در همۀ انسانها به ویژه در کودکان، نوعی حس همانندپنداری و همانندسازی با قهرمانان وجود دارد. همه تلاش می کنند خودشان را به قهرمانان، نزدیک و شبیه کنند. وقتی که ملّیت و هویّت آن قهرمان، آمریکایی باشد، مخاطب نیز می کوشد خود را به آن هویّت نزدیک کند؛ همان چیزی که آمریکاییها تلاش می کنند با عنوان «سبک زندگی آمریکایی» در آسیا و اروپا رواج دهند.‌

همه این نکات، ظرافت کار عملیات نرم را نشان می دهد. بنابراین زمانی که می خواهیم در مقابل جنگ نرم، بایستیم باید بتوانیم این ظرافتها را بشناسیم و در مقابل، الگوی مقاومتمان را به همان ظرافت طراحی کنیم.


اکبر قنبری دانشجوی روابط عمومی

منبع:http://farzandanevelayat.ibsblog.ir/post/4/